(دستم به قلم نمی رود / مانده ام و یک جمله که شاید این جمعه بیاید، شاید...)
ادامه مطلب
طبقه بندی: دست نوشته ها،
برچسب ها: رهبری، خاطرات،
دنبالک ها: بخش دوم خاطرات، بخش اول،

ادامه بخش دوم
طبقه بندی: جزوات و مقالات،
برچسب ها: دیدار، بیت رهبری،
دنبالک ها: بخش اول خاطره،
بغض ها را نگه داریم که فتنه نزدیک است
فتنه سال 88 حرکتی عمیق و با مهندسی کامل با بهره گیری تمام ابزار باطل روی داد که زوایای آن بعدتر ها مشخص میشود
تحلیل های زیادی رفت ولی به زعم حقیر یک نگاهی دیگری باید به فتنه داشت.
1- 1- هدف و نقطه مشترک فتنه گران ولایت فقیه بود و مستقیما به خیمه ولایت زدند تا ولی زمان را با خود همراه کنند و باج و خراجی برای مقصد خود. با تمام لشکریان جدید و قدیم
2- 2- نوع عملکرد برخی خواص بی بصیرت کاملا روشن و قابل پیش بینی بود حداقل ما ها و امثال ما کاملا باور می کردیم و نظاره گر
3- 3- فتنه 88 روشن نمودن و اتمام حجت برای برخی سربه برف رفته ها هم بود که بدانند جریان باطل کجا ایستاده و چه را نشانه گرفته
4- 4- جریان فتنه 88 نشان داد صبر خدا هم به آخر رسیده است و بناست غربال آخر زمان سریع تر حرکت کند، این هم دلیل دارد...
5- 5- فتنه 88 به همه نشان داد خواص بی بصیرت را بی خیال سربازان آقا را عشق است
6- 6- فتنه 88 روزنه های نفوذ انقلاب وساختار های فشل دستگاههای فرهنگی تبلیغی را عریان نمود همه دیدند چقدر زشت و سست بنیان هستند این نهادهای پر طمطراق پس آن ها را هم بی خیال، جمع سربازان آقا را عشق است
7- 7- فتنه 88 نشان داد بهشت را به بها می دهند و مفت بنا نیست سرت بر دامن مادر عالم قرار بگیرد پس باید بجنبی و گرنه خواهند جنبید و ...
8- 8- فتنه 88 نشان داد کار از شوخی گذشته نمی شود 30 سال سر بر مهر نفاق گذاشت و نشخوار انقلاب کرد باید مردانه پای ولایت ایستاد و قامت خم نمود وگرنه از سوراخ های غربال شوت می شی و در دامن ولایت شیطان می افتی
9- 9- فتنه 88 افق نگاهها را بالا برد، توان ها را زیاد کرد، بینش ها را رشد داد، قدم ها را استوار نمود
1 10- فتنه 88به ما یاد داد همه را ول کن فقط ولایت را عشق است، خیلی ها باختند
11- اما فتنه سال 88 را آقا مان فرمودند جوانان خوابندند ولی جسارت است آقا، فتنه هدفش شخص شما و جایگاه شما بود، با تمام کینه ها شان آمده بودند، مستقیم هم به خیمه شما زدند و ...، آقا جان فتنه 88 ختم امتحان شما بود و ابتلاء برخی، آقا جان: صبر، استقامت، گذشتن از دنیا و یاران کثیفش، خلوص و چه و چه شما ثمر داده است، دعاهای شبانه شما و نجوای تان با خدا و مولایتان حضرت حجت عج، اسلام را نجات داده و چه خوب باری است که خدا دانسته بر دوش بهترینش گذاشته است...
آقاجان صلابت خالصانه و مظلومانه شما اشک حجت خدا و تاییدات مادر سا دات را به همراه داشته است و مباهات خدا، خودتان خوب می دانید ما هنوز خامیم شما یک تنه ایستاده اید امان از دل پر خونتان آقاجان برای ما هم دعا کنید...
12 12- فتنه 88 به ما یاد داد فضای فتنه را و فهماند که فتنه ما در پیش است، آقاجانمان فتنه 88 را جمع کردند فتنه ما در پیش است، غربال گری آخر الزمان فرا رسیده است دیگر دنبال فوج فوج مسلمین نیستند خدا یارانی اندک برای حجت خودش می خواهد خدا دیگر دوست ندارد راس فرزند دیگری از مادر عالم بر نی برود و خیامش پر آتش، سفره تعارف ها را جمع کردند، همه مدعیان را خواهند آزمود و بر ما فتنه را سوار خواهند کرد، در این اثنا به بلا ما را آزمایش خواهند کرد و اتفاقاتی سر راه ما است. کمر بند ها را باید بست صلاح ایمان باید بست و خالصانه و استوار ایستاد، دندانها را به هم فشرد جمجه هامان را به خدا سپرده و محکم فریاد زنیم فتنه را تا سر جایش بخوابانیم ، باید محکم بود و نهراسید هرچند از همین الان می شود خودمان ، دوستانمان و افسران جوان را دید که از غربال می افتند. های های چه سخت آزمونی است حنجره ها آنجا به دادمان برسد و در مقابل علمداران فعلی ولایت کمکمان کند، نجوا کنیم با جسممان و روحمان که تو را فقط برای آنجا می خواهیم برای نبرد آخرین با منافقان و چه سخت است می شود دید ...
1313- دعا کنیم برای یکدیگر، بغض کنید دوستان ولی گریه نکنید که خاموش شود و کمی التیام ،این بغض ها را نگه دارید، حجت خدا یاری می خواهد، مادر سادات هم دعا می کند ما را
1414-آقا جانمان حضرت سید علی، با مادرتان عهد بسته ایم که اینبار فرزندشان را تنها نگذاریم و به ایشان عرضه می داریم مادر جان کمر استوار نمایید و برامان دعا کنید ...
طبقه بندی: دست نوشته ها،
برچسب ها: فتنه، آخر الزمان، ولایت،
به اونهایی که تا الان بیت آقا نرفتن توصیه می کنم حتما بخونن
با رندی یکی از بچه ها هم افطار یک قدمی آقا صرف شد و ... (چند تا عکس هم دارم)
این خاطرات را تو 3 بخش میارم امید مقبول باشه همه هوایی بشیم... البته فرداش به شکل جالبی با دکتر احمدی نژاد نیز دیدار داشتیم(اونوقت که خیلی گل بود) که شاید قسمت چهارم اون رو بنویسم ...

( قسمت اول در ادامه مطالب)
ادامه مطلب
برچسب ها: بیت رهبری، دیدار،
پیامبر در وصف عمار می فرمایند :
«عمّار با حقّ است، و حقّ با عمّار است هر جا كه عمّار بوده باشد. عمّار را گروه ستمگر می كشند.»
«سر تا قدم عمار را ایمان پر کرده و ایمان با گوشت و خونش آمیخته شده است»
عمار در آخرین جملات خطاب به مولای خویش می گوید :
«به خدا قسم، با بصیرت و بینش از شما پیروى مىکنم؛ زیرا در روز حنین از پیامبر شنیدم که فرمود: عمار! پس از من فتنه و آشوبى پیش مىآید. در آن زمان، از على پیروى کن که او با حق است و حق با اوست.
مولاى متقیان، امام على علیه السلام ، دل شکسته، ولى صبور در میان اجساد مى گشت تا آنکه گریان و اندوهناک بر زمین نشست و کسى را در بر گرفت و فرمود:
«هان اى مرگ! که مرا رها نمی کنی، بیا و مرا آسوده خاطر کن، چرا که همه دوستانم را گرفتی!گویى کسانى را که دوست دارم، به درستى مى شناسى و به سویشان مى آیى.» کسى که اینک چنین آرام در آغوش ولىّ خدا آرمیده بود، عمار بن یاسر بود...
طبقه بندی: دست نوشته ها،
برچسب ها: این عمار،
من احمد حنیف هستم. در جنوب امریكا به وجود آمدم. مسیحی بودم. چشمم بر دنیا گشوده شد و 20 سال پیش مسلمان شدم. یكسال سنّی بودم؛ بعد شیعه شدم.
ما باید در جنگ فرهنگی با غرب استراتژی جنگ پارتیزانی را اجرا كنیم. یعنی بین مردم كار كنیم و مردم را برای مبارزه فرهنگی با غرب بسیج كنیم...
ما نمیتوانیم با «اینترنت» و «ماهواره» آنقدر پیشرفت كنیم كه بر غرب هم پیروز بشویم. باید قانون رقابت فرهنگی با غرب را عوض كنیم. باید نوعی رقابت با غرب ایجاد كنیم كه تولید خودمان است. خود ما مدیریت و اجرای این رقابت را بر عهده داریم...(متن مصاحبه در ادامه)
ادامه مطلب
طبقه بندی: جزوات و مقالات،
برچسب ها: فرهنگی، احمد حنیف،
( در ادامه)
ادامه مطلب
طبقه بندی: جزوات و مقالات،
برچسب ها: زیباکلام، انقلاب فرهنگی،
اندر احوال مصور مدیریت فرهنگی کشور (انشا الله برخی ...)

آیا زندگی ما سراسر برای خدا و دین است؟ یا اینكه اكثریت قریب به اتفاق-البته همه جا استثنا وجود دارد- صبح كه بلند می شوند، فكر دنیای خود هستند كه پول درآورند و زندگی خویش را بهبود بخشند؟ اغلب جوانها ابتدا به فكر لذتهایشان هستند: اینكه چه كاری كنیم تا درآمدمان بیشتر باشد، چگونه زمینه ازدواج با همسری كه چنین و چنان باشد را فراهم كنیم و البته محرّم هم لباس سیاهی می پوشند و سینه ای می زنند و این شد دین. خیلی كه مقدس باشند، ظهر هم به مسجد می روند و نمازشان را به جماعت می خوانند. از مسجد كه می آیند، دوباره همان حالت است و اینكه چه كار كنیم تا بیشتر پول جمع نماییم و غذای لذیذتر و لباس شیك تری بپوشیم و سایر مسائل...(در ادامه)
ادامه مطلب
طبقه بندی: جزوات و مقالات،
برچسب ها: علامه مصباح، فرهنگ،
تبلیغات




